فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى

88

تاريخ عالم آراى امينى ( فارسى )

و طايفهء « 1 » ديگر را غرض از تدوين ذكر مناقب [ يك ] پادشاه نامدار و نشر محامد ملكى كامكار است و مقصود بالذّات از تأليف ، سوانح احوال آن صاحب اقبال است و اگر به تقريب كلام منجر به ذكر اقران و معاصران او شود ، از بيان احوال آن اشراف تأبّى و استنكاف ننموده‌اند و على ما يقتضيه الحال شرحى و بسطى فزوده و اجلّ تاريخى كه در اين معنى به لغت عربى تدوين يافته ، تاريخ امام اهل البلاغة ابو الحسن عتبى است كه سوانح احوال يمين الدّوله سلطان محمود را به الطف عبارات ، مشتمل بر صنوف استعارات مرتّب ساخته و طنطنهء سخن آرايى خود همچو كوكبهء مغازى محمودى در اطراف عالم انداخته است ، و در لغت فارسى تاريخ همايون نامهء معينى كه مولانا صاحب خطّة الانشا معين الدّين اليزدى در واقعات آل مظفّر نوشته و در سلاست « 2 » عبارت و جزالت معانى و حسن استعارت ( 45 - ر ) ديوان بلغا را در نوشته است ، از اين جملهء معدود است . و از آن جمله كه به ذكر احوال يك پادشاه اكتفا نموده و باب بيان سوانح احوال هيچ يك از ملوك الّا بر سبيل مناسبت حالى « 3 » از احوال آن پادشاه نگشوده ، تاريخ ظفرنامهء تيمورىست كه المولى وحيد زمانه فى شأنه شرف الفضايل على اليزدى انشا نموده و در بيان دقايق احوال و ذكر حروب ، و تفصيل منازل و اوقات ارتحالات و تكثير اسماى امرا و ملازمان پادشاه ، فريد طريقهء خويش است . و در افراد اين قسم اخيرمندرج تواند بود ، تاريخ اين فقير حقير كه در او خاصه سوانح احوال و جلايل مناقب و خصال حضرت اعلى خاقانى يعقوب خانى - انار اللّه برهانه - سمت تحرير و تدوين يافت « 4 » و بنا بر آنچه سبق ذكر يافت كه در ازاى تاريخ جهان گشاى جوينى مكتوب گشته و اسم جهان گشاى آن تاريخ را به مناسبت آن است كه چنگيز خان در عالم دست جهان گشايى « 5 » گشود ، اين تاريخ به تاريخ عالم‌آراى امينى موسوم مىگردد ، به مناسبت آنكه حضرت اعلى يعقوب خانى به جهان روى به عالم آرايى نمود . هر چند در معرض صنايع درستكاران كارخانهء بلاغت و روايع بدايع نخل بندان چمن فصاحت ، تأليف اين خسته ، شكسته بسته‌اىست ، فامّا از حسن مواهب ربّانى و يمن اقبال خاقانى از ساير دفاتر تواريخ بلغا كه جهات

--> ( 1 ) . P : فرقهء ( 2 ) . P : سلامت ( 3 ) . KP : حال ( 4 ) . P : يافته ( 5 ) . KP : جهان گشاى